جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
solved
01
حل شده, پاسخ داده شده
successfully resolved or answered
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most solved
شکل تفضیلی
more solved
درجهپذیر
مثالها
The solved puzzle revealed the hidden message.
معمای حلشده پیام پنهان را آشکار کرد.



























