جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Soft touch
01
سادهلوح, زود باور
someone who can be easily taken advantage of
Dialect
British
اصطلاح
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
soft touches
مثالها
Don't lend him money; you're too much of a soft touch.
به او پول قرض نده؛ تو زیادی سادهلوحی.



























