جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Soft touch
01
فرد سادهلوح
someone who can be easily taken advantage of
Dialect
British
idiom
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
soft touches
مثالها
The salesperson saw her as a soft touch and convinced her to buy several items she did n’t really need.
فروشنده او را به عنوان کسی که به راحتی میشود از او سوء استفاده کرد دید و او را متقاعد کرد که چندین چیز را بخرد که واقعاً نیاز نداشت.



























