جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
snow-capped
01
پوشیدهازبرف (قله)
(of mountains or other elevated features) having a covering of snow on its uppermost part or peak
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most snow-capped
شکل تفضیلی
more snow-capped
درجهناپذیر
مثالها
The picture postcard showed a village surrounded by snow-capped hills.
کارت پستال تصویری یک روستا را نشان میداد که با تپههای پوشیده از برف احاطه شده بود.



























