جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sluggard
01
آدم تنبل, تنپرور، بیبخار
someone who is consistently lazy, showing a lack of motivation or energy to engage in productive activities
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
sluggards
مثالها
Despite numerous reminders, the sluggard refused to get out of bed before noon.
علیرغم یادآوریهای متعدد، تنبل از بلند شدن از رختخواب قبل از ظهر خودداری کرد.



























