جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sloped
01
شیب دار, مایل
having a surface that is angled or inclined, not flat
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most sloped
شکل تفضیلی
more sloped
درجهپذیر
مثالها
She walked up the sloped path to reach the garden.
او در مسیر شیبدار راه رفت تا به باغ برسد.
درخت واژگانی
unsloped
sloped
slop



























