جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sloped
01
شیب دار, مایل
having a surface that is angled or inclined, not flat
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most sloped
شکل تفضیلی
more sloped
درجهپذیر
مثالها
The sloped roof of the house allowed the snow to slide off easily.
سقف شیبدار خانه به برف اجازه میداد به راحتی بلغزد.
درخت واژگانی
unsloped
sloped
slop



























