جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Six-pack
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
six-packs
مثالها
The athlete worked hard on his core exercises to achieve a well-defined six-pack.
ورزشکار سخت روی تمرینات هستهای خود کار کرد تا به six-pack کاملاً مشخصی دست یابد.
02
بسته شش تایی, شش بسته
a package or carton containing six bottles or cans of a beverage
مثالها
He bought a six-pack of soda for the picnic.
او یک ششبستهای نوشابه برای پیکنیک خرید.



























