جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sitting duck
01
طعمه آسان و بیدفاع, هدف آسان و بیدفاع
someone or something that lacks enough defense or protection and is easy to be targeted
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
sitting ducks
مثالها
Without air support, the stranded soldiers were like sitting ducks for the enemy's artillery.
بدون پشتیبانی هوایی، سربازان گرفتار مانند اهداف آسان برای توپخانه دشمن بودند.



























