جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Silver bullet
01
راه حلی ساده و به ظاهر جادویی برای مشکلی پیچیده, راه حل معجزهآسا
a simple and effective solution to a difficult problem
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
silver bullets
مثالها
There is no silver bullet for fixing the housing crisis.
علیرغم تلاشهای تیم بازاریابی، راه حل جادویی وجود ندارد که یک کمپین ویروسی را تضمین کند.



























