جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Side-whiskers
01
خط ریش
facial hair that grows on a man's cheeks down to his chin
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
side-whiskers
مثالها
The Victorian gentleman's side‑whiskers were neatly combed.
ریشهای کناری آقای ویکتوریایی به طور مرتب شانه شده بودند.



























