shred
shred
ʃrɛd
شرِد
/ʃɹˈɛd/

تعریف و معنی "shred"در زبان انگلیسی

to shred
01

به قطعات کوچک خرد کردن

to cut something into very small pieces
Transitive: to shred sth
to shred definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
shred
سوم‌شخص مفرد
shreds
وجه وصفی حال
shredding
گذشته ساده
shredded
اسم مفعول
shredded
مثال‌ها
The confidential papers were shredded to maintain security.
اوراق محرمانه برای حفظ امنیت خرد شدند.
Shred
01

ذره, مقدار ناچیز

a tiny or scarcely detectable amount
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
shreds
02

یک تکه کوچک پارچه یا کاغذ, تکه ای از پارچه یا کاغذ

a small piece of cloth or paper
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه