جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
shite
01
لعنتی!, ای بابا! اه!
said to show one is annoyed, angry, or surprised
Dialect
British
عامیانه
رکیک
مثالها
Shite! I just missed the bus by seconds.
لعنت! من فقط چند ثانیه اتوبوس را از دست دادم.
Shite
01
چرند, مزخرف
false, exaggerated, or ridiculous statements
Dialect
British
عامیانه
رکیک
مثالها
Everything he said about his job was complete shite from start to finish.
همه چیزهایی که او در مورد کارش گفت از ابتدا تا انتها چرند کامل بود.
02
احمق, نادان
a foolish, stupid, or deceitful person
عامیانه
رکیک
مثالها
The shite tried to sell me a phone that was clearly stolen.
احمق سعی کرد به من تلفنی بفروشد که به وضوح دزدیده شده بود.
03
گه, مدفوع
obscene terms for feces
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
04
گه, زباله
trash or worthless material
Dialect
British
عامیانه
رکیک
مثالها
Don't buy that cheap tool set – it's total shite.
آن مجموعه ابزار ارزان را نخر – کاملاً زباله است.
shite
01
بیکیفیت, بد
of very poor quality or unpleasant
Dialect
British
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
shitest
شکل تفضیلی
shiter
درجهپذیر
مثالها
The coffee at that diner is shite – tastes like it was brewed yesterday.
قهوه آن رستوران خراب است – مزهاش مثل این است که دیروز دم شده باشد.
to shite
01
گه کردن, مدفوع کردن
to pass feces
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
shite
سومشخص مفرد
shites
وجه وصفی حال
shiting
گذشته ساده
shat
اسم مفعول
shitten
مثالها
The dog shite on the new carpet as soon as we brought him inside.
سگ به محض اینکه او را به داخل آوردیم روی فرش جدید گه کرد.



























