جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to beaver away
[phrase form: beaver]
01
سخت و مداوم کار کردن
to work tirelessly and energetically on a particular task or project
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
away
فعل پایه
beaver
زمان حال
beaver away
سومشخص مفرد
beavers away
وجه وصفی حال
beavering away
گذشته ساده
beavered away
اسم مفعول
beavered away
مثالها
Despite feeling tired, she continued to beaver away at the challenging puzzle.
علیرغم احساس خستگی، او به کار سخت روی معما چالشبرانگیز ادامه داد.



























