جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Beaut
01
آدم زیبا, آدم خوشگل
a person who is notably attractive or beautiful
Informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
beauts
مثالها
That actor is a real beaut on the screen.
آن بازیگر یک زیبا واقعی روی صفحه است.
beaut
01
خارقالعاده, عالی
remarkable in quality or appearance
Informal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most beaut
شکل تفضیلی
more beaut
درجهپذیر
مثالها
The sunset over the mountains was a beaut sight.
غروب خورشید بر فراز کوهها منظرهای زیبا بود.
درخت واژگانی
beautify
beauty
beaut
beauty



























