جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Beaut
01
آدم زیبا, آدم خوشگل
a person who is notably attractive or beautiful
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
beauts
مثالها
She was the beaut of the ball, admired by everyone.
او زیبایی رقص بود، مورد تحسین همه قرار گرفت.
beaut
01
خارقالعاده, عالی
remarkable in quality or appearance
غیررسمی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most beaut
شکل تفضیلی
more beaut
درجهپذیر
مثالها
She wore a beaut dress to the party.
او یک لباس خارقالعاده به مهمانی پوشید.
درخت واژگانی
beautify
beauty
beaut
beauty



























