جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
shaken
01
لرزان, آشفته
emotionally disturbed or upset because of a shocking or frightening experience
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most shaken
شکل تفضیلی
more shaken
درجهپذیر
حوزه
emotion, psychology, experience
مثالها
She was shaken after the accident.
او پس از حادثه لرزان شده بود.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
unshaken
shaken
shake



























