جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sewer
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
sewers
مثالها
The maintenance crew cleared a blockage in the sewer line to restore proper flow.
تیم تعمیرات یک انسداد در خط فاضلاب را پاکسازی کرد تا جریان مناسب را بازگرداند.
02
خیاط, دوزنده
a person who sews clothing or other items
مثالها
She worked as a professional sewer in a tailoring shop.
او به عنوان یک خیاط حرفهای در یک مغازه خیاطی کار میکرد.
03
اسراف, ضرر
a misfortune or loss, especially involving wasted effort or money
مثالها
The canceled project proved a sewer after months of work.
پروژه لغو شده پس از ماهها کار به یک فاضلاب تبدیل شد.
درخت واژگانی
sewerage
sewer
sew



























