جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sepsis
01
عفونت خون, سپسیس
a severe, life-threatening response to infection causing widespread inflammation and potential organ failure
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
شکل جمع
sepses
مثالها
Tim was hospitalized with sepsis after an untreated infection spread throughout his body.
تیم با سپسیس در بیمارستان بستری شد پس از اینکه یک عفونت درماننشده در سراسر بدنش پخش شد.
درخت واژگانی
antisepsis
septic
sepsis



























