جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
senselessly
مثالها
He kept shouting senselessly, ignoring everyone's attempts to calm him.
او به بیمعنا فریاد زدن ادامه داد و تمام تلاشها برای آرام کردنش را نادیده گرفت.
02
بی معنی, بی هدف
in a meaningless and purposeless manner
درخت واژگانی
senselessly
senseless
sense



























