جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Semifinal
01
نیمهنهایی
one of the two competitions before the final round
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
semifinals
مثالها
After winning the semifinal, she was excited but nervous about the upcoming final.
بعد بردن در نیمه نهایی، او هیجانزده اما عصبی درباره فینال آینده بود.
درخت واژگانی
semifinal
final



























