جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Seance
01
جلسه احضار ارواح
a gathering where individuals attempt to communicate with the spirits of the dead, typically led by a medium
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
seances
مثالها
A group of friends gathered around a table, holding hands, and attempting to contact a deceased loved one through a seance.
گروهی از دوستان دور یک میز جمع شدند، دستهای هم را گرفتند و سعی کردند از طریق یک سنس با عزیزی که فوت کرده است ارتباط برقرار کنند.



























