جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
on the ball
01
تیز و بُز, حواسجمع
quick to comprehend and respond to things
تحسینآمیز
اصطلاح
مثالها
She's really on the ball and caught the mistake immediately.
او خیلی تیز و بُز است و فوراً اشتباه را گرفت.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
تیز و بُز, حواسجمع
او خیلی تیز و بُز است و فوراً اشتباه را گرفت.