جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to bawl out
[phrase form: bawl]
01
با عصبانیت با کسی رفتار کردن
to deal with something or someone in a tough manner
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
bawl
زمان حال
bawl out
سومشخص مفرد
bawls out
وجه وصفی حال
bawling out
گذشته ساده
bawled out
اسم مفعول
bawled out
مثالها
The instructor bawled out for the students' lack of preparation.
مربی به دلیل عدم آمادگی دانشآموزان آنها را سرزنش کرد.



























