جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sad sack
01
یک آدم بیچاره, یک آدم نالایق
a miserable, pathetic, or ineffectual person
Informal
Offensive
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
sad sacks
مثالها
The sad sack sat alone during lunch.
کیسه غمگین در طول ناهار تنها نشست.



























