جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bastardly
01
بی ارزش, پست
of no value or worth
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most bastardly
شکل تفضیلی
more bastardly
درجهپذیر
02
حرامزاده, نامشروع
(of a person) associated with being born out of wedlock
مثالها
In the old kingdom, bastardly heirs were denied their rightful inheritance.
در پادشاهی قدیم، وارثان حرامزاده از ارث مشروع خود محروم میشدند.



























