جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Rosemary
01
رزماری, اِکلیل کوهی
an evergreen fragrant bush of the mint family with narrow leaves that are used in cooking
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
rosemaries
مثالها
She infused olive oil with rosemary and used it as a moisturizer for her skin.
او روغن زیتون را با رزماری آغشته کرد و از آن به عنوان مرطوب کننده پوستش استفاده کرد.



























