جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Roller skating
01
اسکیت با کفش مخصوص
the sport or activity of moving around quickly on skates
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
She enjoys roller skating at the park on weekends.
او از اسکیت روی چرخ در پارک در آخر هفته ها لذت می برد.
02
اسکیت روی چرخ, اسکیت رولر
pressed close to or lying flat against something



























