جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Rocking horse
01
اسب گهوارهای (نوعی اسباببازی), اسب راکر
a children's toy that is normally shaped like a horse and attached to rockers with a seat on it, designed to rock a child back and forth
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
rocking horses
مثالها
She gently pushed the rocking horse, making it sway side to side.
او به آرامی اسب تاب خور را هل داد، باعث شد که از این سو به آن سو تاب بخورد.



























