جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Rigmarole
01
فرآیند طولانی و پیچیده
a lengthy, tedious, and complicated procedure or set of instructions, often considered unnecessary
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
rigmaroles
مثالها
The bureaucratic rigmarole involved in obtaining a simple permit frustrated many small business owners.
پیچیدگیهای بوروکراتیک درگیر در دریافت یک مجوز ساده، بسیاری از صاحبان کسبوکارهای کوچک را ناامید کرد.
02
مهملات, حرف های بی معنی
a set of confused and meaningless statements



























