جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Replica
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
replicas
مثالها
She bought a replica of a famous painting to decorate her office.
او یک رونوشت از یک نقاشی معروف برای تزئین دفترش خرید.



























