جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
reluctantly
اطلاعات دستوری
مثالها
She reluctantly agreed to help with the project.
او با اکراه موافقت کرد که در پروژه کمک کند.
درخت واژگانی
reluctantly
reluctant
reluct
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او با اکراه موافقت کرد که در پروژه کمک کند.
درخت واژگانی