جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
regulated
01
مقرراتی, کنترل شده
controlled or managed according to specific rules or laws
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most regulated
شکل تفضیلی
more regulated
درجهپذیر
مثالها
The speed limit on highways is regulated to maintain road safety and prevent accidents.
محدودیت سرعت در بزرگراهها تنظیم میشود تا ایمنی جادهها حفظ شده و از تصادفات جلوگیری شود.
درخت واژگانی
unregulated
regulated
regulate
regul



























