جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
regal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most regal
شکل تفضیلی
more regal
درجهپذیر
مثالها
Holidays at their country estate always felt regal with lavish meals and servants.
تعطیلات در ملک روستایی آنها همیشه با وعدههای غذایی مجلل و خدمتکاران سلطنتی به نظر میرسید.
Regal
01
یک نوع توقف ارگ لولهای که صدایی قوی و شبیه به برنج تولید میکند، اغلب در موسیقیهای بادی و تشریفاتی استفاده میشود, رگال، یک توقف ارگ لولهای با صدای قوی و شبیه به برنج، که معمولاً در موسیقیهای بادی و تشریفاتی به کار میرود
a type of pipe organ stop that produces a strong, brass-like tone, often used in fanfares and ceremonial music
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
regals
مثالها
The organist pulled the regal stop to create a bold, triumphant sound.
ارگنواز برای ایجاد صدایی جسورانه و پیروزمند، توقف رگال را کشید.
درخت واژگانی
regally
regal



























