جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Red pepper
01
فلفل قرمز
a type of pepper with a very hot taste that is red in color
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
red peppers
مثالها
He sliced the red pepper and used it as a colorful addition to the vegetable platter.
او فلفل قرمز را برش زد و به عنوان یک افزودنی رنگی به بشقاب سبزیجات استفاده کرد.
1.1
فلفل قرمز, فلفل قرمز آسیاب شده
dried and ground red chili used as a spice
مثالها
The recipe calls for a pinch of red pepper.
دستور غذا به یک نوک انگشت فلفل قرمز نیاز دارد.
02
فلفل قرمز, فلفل شیرین قرمز
a hollow, red, sweet pepper that is commonly used in cooking for its mild flavor and vibrant color
مثالها
I prefer red peppers over green ones because they are sweeter.
من فلفل دلمهای قرمز را به سبز ترجیح میدهم چون شیرینتر است.



























