جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Red meat
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
red meats
مثالها
He grilled a juicy steak, savoring the flavor of the perfectly cooked red meat.
او یک استیک آبدار کباب کرد، در حالی که از طعم گوشت قرمز کاملاً پخته شده لذت میبرد.



























