جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
rainy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
rainiest
شکل تفضیلی
rainier
درجهپذیر
حوزه
weather, climate, atmosphere
مثالها
I like to listen to the sound of raindrops falling on the roof during a rainy day.
من دوست دارم به صدای قطرههای باران که در یک روز بارانی روی سقف میافتند گوش دهم.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
raininess
rainy
rain



























