جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Quartan
01
(تب) هر چهار روز یکبار
a fever from malaria that returns every four days
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
quartans
مثالها
After his trip to the rainforest, he suffered from a quartan, making him bedridden for weeks.
پس از سفر به جنگل بارانی، او از تب چهار روزه رنج میبرد که او را برای هفتهها بستری کرد.
quartan
01
چهار روزه, هر چهار روز یکبار اتفاق می افتد
occurring every fourth day (especially the fever and weakness of malaria)
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر



























