جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
baloney
01
چرند !, مهمل !
used to express disbelief, frustration, or disagreement
بهگویی شده
عامیانه
مثالها
You expect me to believe you found a unicorn in your backyard? Baloney!
انتظار داری من باور کنم که تو یک تکشاخ در حیاط پشتیات پیدا کردی؟ چرند!
Baloney
01
چرند, مزخرف
pretentious or silly talk or writing
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
شکل جمع
baloneys



























