جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Prostitution
01
تنفروشی, روسپیگری
the business or act of having sexual intercourse with people in exchange for money
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
She met people who advocate for the rights of those involved in prostitution.
او با افرادی ملاقات کرد که از حقوق کسانی که در روسپیگری دخیل هستند دفاع میکنند.
درخت واژگانی
prostitution
prostitute



























