جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
powdery
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most powdery
شکل تفضیلی
more powdery
درجهپذیر
حوزه
texture, substance, food
مثالها
The sugar on the donuts was powdery and added a sweet touch.
شکر روی دوناتها پودری بود و شیرینی خاصی به آن میداد.
02
پودری, آردی
as if dulled in color with a sprinkling of powder
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
powderiness
powdery
powder



























