جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
pouring
01
بارانی شدید
raining heavily and steadily
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most pouring
شکل تفضیلی
more pouring
درجهپذیر
مثالها
The forecast predicted that it would be pouring all weekend, which ruined our plans for a picnic.
پیشبینی پیشبینی کرد که تمام آخر هفته باران خواهد بارید، که برنامههای ما برای پیکنیک را خراب کرد.
درخت واژگانی
inpouring
pouring
pour



























