جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
pouring
01
بارانی شدید
raining heavily and steadily
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most pouring
شکل تفضیلی
more pouring
درجهپذیر
حوزه
weather, precipitation, intensity
مثالها
It was pouring outside, so we decided to stay indoors and watch movies instead.
بیرون باران شدید میبارید، بنابراین تصمیم گرفتیم در خانه بمانیم و فیلم تماشا کنیم.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
inpouring
pouring
pour



























