جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
baked
01
پخته
cooked with dry heat, particularly in an oven
مثالها
She enjoyed the baked potatoes with a crispy skin and fluffy interior, topped with sour cream and chives.
او از سیبزمینیهای پخته شده با پوست ترد و داخل پفدار، که با خامه ترش و پیازچه تزئین شده بود، لذت برد.
مثالها
He tried to play video games, but he was too baked to focus.
او سعی کرد بازیهای ویدیویی انجام دهد، اما برای تمرکز بیش از حد مست بود.
درخت واژگانی
baked
bake



























