pong
pong
pɔng
پُنگ
/pˈɒŋ/

تعریف و معنی "pong"در زبان انگلیسی

to pong
01

بوی بد دادن, تعفن داشتن

to give off an unpleasant odor
Intransitive
to pong definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حالتی
باقاعده
زمان حال
pong
سوم‌شخص مفرد
pongs
وجه وصفی حال
ponging
گذشته ساده
ponged
اسم مفعول
ponged
مثال‌ها
Old shoes left in a closed space can pong after a while.
کفش‌های قدیمی که در یک فضای بسته رها شده‌اند ممکن است پس از مدتی بوی بد بدهند.
Pong
01

بوی بد, گند

an unpleasant smell
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
pongs
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه