جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Politician
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
politicians
مثالها
Many young people dream of becoming a politician.
بسیاری از جوانان رویای تبدیل شدن به یک سیاستمدار را دارند.
02
سیاستمدار, فعال سیاسی
a person active in party politics
03
سیاستمدار, حیله گر
a schemer who tries to gain advantage in an organization in sly or underhanded ways



























