جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bad blood
01
خصومت, دشمنی
a strong feeling of bitterness or hatred toward someone because of a past dispute or disagreement
نکوهشی
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
There is still bad blood between the two families.
علیرغم تلاشهای آنها برای آشتی، هنوز کینه بین دو همسایه پس از اختلاف ملکی وجود داشت.



























