جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bad-tempered
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most bad-tempered
شکل تفضیلی
more bad-tempered
درجهپذیر
مثالها
He was known for his bad-tempered demeanor, often snapping at those around him.
او به خاطر رفتار زودرنج خود شناخته شده بود، اغلب به اطرافیان خود پرخاش میکرد.



























