جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Backing
01
حمایت, پشتیبانی
support or help given to someone or something
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The politician enjoyed strong backing from her party.
سیاستمدار از حمایت قوی حزب خود برخوردار بود.
02
پشتیبانی, پشت
something that acts as a back, added for support
مثالها
The picture had a cardboard backing to prevent bending.
عکس یک پشتیبانی مقوایی داشت تا از خم شدن جلوگیری کند.
03
تأمین مالی, پشتیبانی مالی
monetary support provided for a project
مثالها
The film received backing from a major studio.
فیلم پشتیبانی از یک استودیوی بزرگ دریافت کرد.
04
بکینگ ترک, فایل صوتی پسزمینه
music intended to accompany the main singer or melody
مثالها
The singer performed with backing from a small band.
خواننده با پشتیبانی یک گروه کوچک اجرا کرد.
درخت واژگانی
backing
back



























