جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Pinkie
01
انگشت کوچک
our smallest finger that is also the furthest away from our thumb
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
pinkies
مثالها
She raised her pinkie while sipping her tea.
او انگشت کوچکش را بالا برد در حالی که چای مینوشید.



























