جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Pigskin
01
پوست خوک, چرم خوک
leather from the skin of swine
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
02
توپ فوتبال, پوست خوک
a football, typically made from leather
informal
مثالها
The quarterback tightly gripped the pigskin before the snap.
کوارتربک توپ چرمی را محکم قبل از اسنپ گرفت.
درخت واژگانی
pigskin
pig
skin



























