جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to pick off
[phrase form: pick]
01
سریع بیرون کشیدن
to quickly and sharply remove something
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
off
فعل پایه
pick
زمان حال
pick off
سومشخص مفرد
picks off
وجه وصفی حال
picking off
گذشته ساده
picked off
اسم مفعول
picked off
مثالها
Make sure you pick off any damaged fruit from the tree.
مطمئن شوید که هر میوه آسیب دیده ای را از درخت میچینید.
02
به مردم یکی پس از دیگری شلیک کردن
to target and shoot individuals one after another
مثالها
In the video game, players often try to pick off opponents one by one.
در بازی ویدئویی، بازیکنان اغلب سعی میکنند حریفان را یکی یکی حذف کنند.
03
یکی یکی رسیدگی کردن, به ترتیب برخورد کردن
to deal with challenges, tasks, or opponents one by one
مثالها
The company picked off its competition through a series of smart acquisitions.
شرکت با یک سری از خریدهای هوشمندانه، رقبای خود را از میان برداشت.



























