جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Pianist
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
pianists
مثالها
The pianist accompanied the opera singer during the aria with delicate and expressive playing.
پیانیست با نوازندگی ظریف و پراحساس خود، خواننده اپرا را در طول آریا همراهی کرد.
درخت واژگانی
pianistic
pianist
pian



























