جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Photo op
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
photo ops
مثالها
The politician staged a photo op at the local hospital to highlight their commitment to healthcare reform.
سیاستمدار یک عکسبرداری در بیمارستان محلی ترتیب داد تا تعهد خود به اصلاحات بهداشتی را برجسته کند.



























